راهنمای جزیره کیش / درباره / تقسیمات کیش در گذشته
KishGuide-History

تقسیمات کیش در گذشته

در حال حاضر بخش عمده جمعیت کیش در سواحل شمالی و شرقی جزیره زندگی مـی کننـد. در این قسمت ها، سکونت گاه هاي مهاجران کیش در قالب مجتمع هاي مسکونی نظیر مجتمع مسکونی0 60 دستگاه،شهرك مسکونی صدف، شهرك سفین،نوبنیاد و ... ساماندهی شده اند. عـلاوه بـر این ، مجتمع نسبتا بزرگ پایگاه نیروي هوایی نیز از سال هاي قبـل از انقـلاب در جنـوب فرودگـاه احداث شده است.
بخش عمده بومیان جزیره امروز در محلات سفین جدید و قـدیم زنـدگی مـی کننـد و تعـداد 3-4خانوار نیز در محل آبادي قدیمی دیهو و 3 خانوار در محل آبادي قدیمی بـاغو سـکونت دارنـد. در دیگر نقاط جزیره به ندرت می توان خانه هاي بومیان را مشاهده کرد. تعداد آبـادي هـاي کـیش در طول سده اخیر دائما رو به کاهش بوده است.منطقه اي که براي اسکان این بومیان در نظر گرفته شد در شرق آبادي سفین قرار داشت و "سـفین جدید" نامگذاري شد. تا اوایل دهه پنجاه هر یک از آبادي ها محدوده و حریم مشخصی براي آبادي خود داشتند که می توانستند در این محدوده کشت کننـد و دام هایشان را بچرانند.
تقسیمات کیش در گذشته
کیش به 5 آبادي مهم تقسیم می شد که عبارت بود از :
1 – ماشه
2- سجم
3- الدیه یا دیهو
4- سفین قدیم
5- الباغ یا باغو
6- الحله
7- سفین جدید

ماشه:
ماشه به معناي ثابت نبودن و متحرك بودن است – چون پیشروي آب دریا در مدت سال در این دماغه یکسان نبوده و این سرزمین در کنار این دماغه تأسیس شده بود به آن ماشه می گفتند.این آبادي در شمال شرقی جزیره در سواحل شنی واقع شده بود (پشت بازار مریم کنونی) که بنا به گفتهبومیان (ابراهیم خواسه و حاج محمد دریا بر) بسیار خوش آب و هوا تر از نقاط دیگر جزیره بوده است وسواحل آرام و شنی آن بندر گاه مطمئن را براي صیادان و کشتیها فراهم کرده بود و بیشتر جمعیت کیش رادر خود جاي داده بود. اهمیت ماشه به حدي بود که شیخ عبداالله،حاکم کیش در این محل زندگی می کرده است.
مردم در این قسمت در خانه هاي وسیع زندگی می کردند. که علاوه بر راحتی، قسمتی از خانه را به امر دامداري و کاشت سبزيجات و قسمتی را براي تعمیر تور ماهی گیري اختصاص داده بودند. مردم ماشه بیشتر از راه تجارت، صید مروارید، صید ماهی امرار معاش می کردند. بازار بزرگ ماشه با بیش از 30 غرفه نشان از رونق ماشه بوده است. در کنار بازار دکه هایی وجود داشت، که به امر خرید و فروش مشغول بوده اند.
مساجد زیاد، همراه با مناره هاي بلند و زیباي آن نشان از مردمی دین دار و مومن بوده که یکی از این مساجد بنام مسجد ماشه یادگار آن زمان هنوز باقی است.
قدیمی هایی که در ماشه زندگی می کردند، بهترین خاطرات خود را، مربوط به آن دوران می دانندومعتقدند با وجود نداشتن امکانات در آن زمان، زندگی آرام و راحتی داشته اند. به قول یکی از افراد برجسته کیش آقاي ابراهیم خواسه هنوز بعضی شبها خواب آنجا را میبیند. اکثر آنان به سفین جدید منتقل شدند.
سجم:
"سجم" آبادي کوچکی بود در شمال جزیره محلی که در حال حاضر صدا و سیماي کیش و اسکله و بندر گاه قرار دارد. سجم در سر شماري 355 1 تعداد 33 نفر جمعیت داشت. بنابر بر یک روایت، سجم، به معناي انسجام و یکپارچگی است و چون مردم تمام این آبادي، با هم فامیل بودند و در کارها با هم هماهنگ بودند، به آن محل، سجم میگفتند.یک روایت دیگر حاکی از آنست که در کنار سجم چاهی با آب شیرین بوده، که از سه جهت به آن آب وارد میشده که به"سه جهت" معروف بوده که بعدها به سجم معروف شده است. محل سجم، در محل صدا و سیماي برون مرزي فعلی واقع بوده که بعد از مطرح شدن انتقال اجباري آنان به سفین قدیم و تخریب منازل آنها، همگی به کشورهاي حوزه خلیج فارس مهاجرت نموده اند.
الدیه یا دیهو:
"دیهو" آبادي کوچکی است در شمال جزیره در کنار هتل گلـدیس ، هنـوز هـم حـد اقـل 5 1- 0 1خانوار بومی در این آبادي زندگی می کنند. مردم کیش نام این آبادي را " الدیه" تلفظ مـی کنند.بیشتر ساکنان آن به کرمانشاهان.(نام محلهاي درکیش) منتقل شدند.
سفین قدیم:
قدیمی ترین و پر جمعیت ترین آبادي باقی مانده از کیش ، سفین است.سفین قدیم در منتهی الیه غربی قسمت هاي داراي چهره شهري کیش قرار گرفته اسـت. سـاختمان ها و کوچه پس کوچه هاي سفین قدیم، هنوز حال و هواي گذشـته را در خـود دارنـد. دیوارهـاي کاهگلی ، باد گیرها، ناودان هاي چوبی قدیمی سفین قدیمی تنها در این محله از کیش به چشم می آیند. قسمت شمال آبادي به دریا محدود می شود که در ساحل آن همیشه می توان انواع قـایق هـاکوچک ماهیگیري را مشاهدا کرد. در این قسمت از جزیره بیش از سایر بخش هاي جزیره – حتی سفین جدید- می توان مرد ها را با پیراهن بلند و قتره بر سر زن ها را با لباس محلـی و بطولـه بـرچهره مشاهده کرد. موقعیت سفین قدیم- مجاورت با دریا در شمال و نخلستان هاي قدیمی در غرب- موجب شده که در نوار توسعه سیاحتی جزیره قرار گیرد." سفین " به معنی شکافنده چوب، شکاف، چوبی که در شکاف تیـر و چـوب گـذارده مـی شـود، شکاف چوب، تراشیده و صیقل کرده، سفینه و بالاخره کشتی آماده است. شغل بیشتر مردم سفین، صید مروارید و ماهی، دامداري و باغداري بوده و در برخی روایات، خریدو فروش آب نیز، نقل شده است.

الباغ یا باغو:
تنها آبادي واقع در حاشیه جنوبی جزیره " باغو" است. مردم در این قسمت، بیشتر به کشاورزي و دامداري مشغول بوده اند و هم اینک نیز، این کار، ادامه پیدا کرده است.در حال حاضر، در این آبادي، جز چند خانوار دامدار، سکنه دیگري ندارد. در بین بومیان، حاصلخیزي این منطقه زبانزد است. دراین منطقه بیشه انبوهی از انواع درختان بومی، به چشم میخورد، که در آن میان،مجموعه درختان کهنسال لور، زیبایی چشمگیري دارد. با وجود آنکه در حال حاضر فقط سه خانوار در باغو زندگی می کنند. اما هنوز تعداد زیـادي خانـه هاي خالی از سکنه در آبادي باقی مانده است. هرگز نام این آبادي " باغویـه" تـلفظ نمـی شد.
به منظور گسترش امکانات تفریحی و توسعه فضاي سبز، در جزیره و بهره برداري از زیبایی هاي طبیعی روستاي باغو، که از خاکی مستعد برخوردار است «پارك دلیران» با وسعت 60 هکتار در این منطقه احداث شده است. ساکنان باغو بیشتر به سفین کوچ کرده اند.
الحله:
اگر چه در هیچ یک از سر شماري ها ، نام " حله" به عنوان یک آبادي مستقل ذکـر نشـده است. اما شواهد نشان می دهد که در گذشته هاي دور این آبادي ، نه بـه عنـوان یکـی از محـلات ماشه ، بلکه خود آبادي مستقلی بود. جالب است که گفته می شود در نقشه نشان دهنـده موقعیـت منطقه آزاد کیش در " قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاري صنعتی جمهـوري اسـلامی ایـران"(مصوب 7/6/372 مجلس شوراي اسلامی) نیز از ماشه و هله در کنار نام جزیره کیش به چشم می خورد.
سفین جدید:
تا اواخر دهه چهل، بومیان کیش، به زندگی سنتی و معیشتی خود مشغول بودند تا اینکه در سال 349 1 جزیره کیش مورد بازدید هیأتهاي کارشناسی ایرانی و آمریکایی قرارگرفت و کیش را بهترین نقطه، براي ایجاد یک جزیره توریستی دانستند و با تأسیس سازمان عمران کیش در سال 351 1 کیش، عملاً به یک قطب توریستی تبدیل شد و بومیان، به مناطقی کوچانده شدند که هیچ سنخیتی با راههاي معیشتی آنها نداشت. آباديهایی که آنان، در طی سالها بر اساس تجربه و آگاهی در بخشهاي مناسب جزیره، بنا کرده بودند محلهاي مناسبی براي هتلها، کازینوها و مراکز توریستی شناخته شد و از آنان گرفته شد. خانه ها، مساجد، حسینیه ها و قبرستان ها همگی تخریب شدند. نخلستانها ویران و زمین هاي کشاورزي، تصرف شدند باغها، تخریب شدند. بندر گاههاي مناسب صیادي، از آنان گرفته شدند و بسیاري از بومیان، فرصتهاي معیشتی خود را، از دست دادند. این مسئله، آنچنان بر دوش برخی از بومیان، سنگینی کرد که آنان مجبور به مهاجرت، به شیخ نشین ها شدند.دیگر بومیان، هم اینک نیز، شرایط مهاجرت به آن سوي آبها را دارند اما آنها ترجیح میدهند با همه کاستی ها، در وطن خود باشند.

.